شمس الدين محمد بن محمود آملي
559
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
نشانيد و ابريقى كه از يك انبوب آب و عسل و شراب بيرون آيد و هيچيك به ديگرى مختلط نشود و غير از اين از آلات غريبه كه شرح و بسط آن در اين مقام گنجايش ندارد . فصل دويم در حيلتهائى كه از فروع رياضى نيستند و در علوم غريبه مذكور است اما بواسطه اسم حيلت بر او اين جا ذكر كرده ميشوند اگر خواهند از انگشتان آتش افروزند قدرى بوره كابلى به سركه تر كند و قدرى كف دريا با آن به آميزند و در انگشت مالند و نفط بر آن جا ريزند . پس اگر در مجلسى كه شمع يا چراغ نبود انگشتان را پيش چراغ برند آتش در گيرد و انگشتان نسوزد . و اگر خواهند كه آتش در دهان يا در دست گيرند يا بر آتش روند طلق را بگدازند و در دست و پا و دهان مالند چون به آتش روند و بدهن گيرند يا بدست بردارند آسيبى بايشان نرسد . و اگر دستارچه يا ركوئى به آب نمك تر كنند و جامه ( كذا ) و شب يمانى در او مالند چون آتش در او كنند نسوزد . و اگر دست بر پيه چغر بيندايند و در ديك آب جوشان فرو برند نسوزد و اگر از پيه كشف و بوره ارمنى و كتان فتيله سازند و بروغن زيتتر كنند و افروزند چنان نمايد كه هر كه در آن خانه باشد در كشتى نشسته است و اگر سر خرچنك را در آفتاب خشك كند و نيك بسايند و با قدرى زيت بر تابه كنند و به جوشانند و خربق سياه بدان روغن بياميزند و فتيلهء از كتان در چراغدان كنند و بدان روغن بر افروزند چنان نمايد كه هر كه در آن خانه است پاى هميكوبد . اگر خواهند دو قدحرا كه هر دو پر اب باشند آب يكقدح را در ديگرى